أحمد أمين (مترجم:سيد غلامرضا سعيدى)

52

مفخر شرق سيد جمال الدين اسد آبادى (فارسى)

خانه‌اش بود ! مدرسهء دوم سيّد ، كه غير از نظاميه بود ، داراى اثرى بيشتر و نفعى عمومىتر بود ، و در اين مدرسه بود كه واردين به خانه او و همچنان مردان بزرگ ، هنگامى كه براى بازديدشان به منزل آنها مىرفت و به خصوص مردمان متفكر و تحصيل كرده ، هنگامى كه در قهوه‌خانهء « بوسته » دور او حلقه مىزدند ، و عامهء مردم وقتى كه به مناسبت‌هايى نزد او جمع مىشدند ، اين درس براى آنها القا مىشد . درس‌هاى اين مدرسه را كسانى مانند « محمود سامى بارودى » و « عبدالاسلام مويلحى » و برادرش « ابراهيم مويلحى » و از جوانان افرادى مانند : « محمد عبده » و « ابراهيم لقانى » و « سعد زغلول » و « على مظهر » و « سليم نقاش » و « اديب اسحاق » و « غرهم » فرا مىگرفتند . سيّد در اين مدرسه ، مجراى ادب و ادبيات را به صورت ديگرى مبدل كرد ، و از حالى كه داشت به صورت ديگر درآورد . آن روزها ادبيات بندهء اشرافيت بود و خبر مدح سلاطين امرا و ستودن اعمال و صفات آنها هر اندازه كه ستمكار و فاخر بودند - چند روز به حساب مىآمد . آن روزها هر حاكمى در زمان خودش سيّد و سرور عالم وجود بود ! و در اعمالش داراى معجزات و معصوم ! شناخته مىشد . مال مردم را غصب مىكرد ، ولى كسى او را بر اين عمل غصب ملامت نمىكرد ، ولى اگر احياناً انفاقى مىكرد ، مدح و ثنا ، نثار او مىشد . و همچنين هر كسى را مىكشت ، كسى از او نمىپرسيد كه چرا فلان كس را كشته است ؟ ولى اگر كسى را به فضل و كرمش مىبخشيد ! او را مدح و ثنا مىگفتند . هنر و ادبيات و شعر و نثر در حكم موسيقى بود ، براى خودش آيينهء او ، و پهلوانى براى خرسندى او ! و نيز اين معانى و